امنیت

خواهر من پرستار ، میدانید که ساعات شیف کاری پرستارها خیلی طولانی می باشد  (12 ساعت)

بعد از یک روز خسته کننده سوار ماشینش می شود  که به سمت خانه بیاید ،  یک اتوبان خیلی خلوت بالای میدان کاج سعادت آباد هست (اگر اشتباه نکنم قسمتی از نیایش) از بد شانسی آنجا یک گشت به او ایست می دهد باتوجه به این که ظاهرش خیلی معمولی بود و از سر کار بر می گشت با آرامش و اطمینان اتومبیلش را کنار اتوبان متوقف می کند و با وجود بی حوصلگی سعی میکند لبخند بزند  و با احترام میپرسد: مشکلیپیش آمده؟

در جواب با لحنن خیلی بد از او میخواهنداز ماشین پیاده شود و با صدای بلند اتهاماتش و به او تفهیم می کنند:

1-ایجاد آلودگی صوتی صدای ضبطت خیلی بلنده

2- بد حجابی

3- برخود نا مناسب

...

تند تند برایش میخواند و در داخل لیستی که در دست داشت علامت میزند خواهرم با ناباوری

 سعی میکند توضیح بدهد:

جناب ضبط ماشین من اصلا" روشن نبود ، من ..

که با فریاد به او میگوید: تو اصلا" این جا چه غلطی میکنی؟

_ من دارم از سر کار میام ظاهر من ایرادی نداره (هیچ یک از مظاهری که به قول خودشان بدحجابی محسوب می شود را نداشت شلوار جین بلند مانتوی مشکی بلند کفش کتانی)

_برو اون ور برو اون ور ماشینشو بذارید رو جرثقیل

_اقا تورو خدا...

وقتی متوجه می شود اصرار بی فایده است می رود داخل ماشین کیف و سایر وسایلش را بردارد وقتی هنوز داخل ماشین بود مامورین منتظر نمی شوند پیاده شود و جلوی ماشینش را با جرثقیل بلند می کنند . به علت تکان بدی که ماشین می خورد و به صورت ناگهانی کج می شود خواهرم خیلی میترسد و جیغ می کشد  مامور گشت هم به سمتش می رود و هر چی دلش می خواهد به او میگوید، یک تکه کاغذ پاره بدون هیچ گونه سر برگ و مهری به عنوان رسید به او می دهد و ازش میخواهد از آنجا دور شود .

اتومبیلش را روی جرثقیل بزرگی که از قبل 7 – 8 تا ماشین دیگر هم روی آن بود می گذارند و به یک 206 دیگر که 2دختر سر نشینش بودند ایست میدهند و به سمت آنها می روند.
ماشینش را به اصطلاح می خوابانند و خودش را ساعت 9:30 شب وسط اتوبان رها میکنند.درحالی که به شدت گریه میکرد سعی میکند یک ماشین دربست بگیرد اما به خاطر موقعیت بد اتوبان خیلی معطل میشود و کلی هم مورد مزاحمت قرار میگیرد ( خوب یه دختران گریان وسط اتوبان) این اتفاق هم حدود 20 متر جلوتر از تجمع گشت مقابل چشم مامورها رخ می دهد ولی به آنها چه آنها وظیفه ی خودشان را  انجام داده اند.

 آن شب به ماشینهایی ایست میدادند که سرنشینانشون فقط خانم ها بودند به ماشینهایی که شرنشینانشون خانم و آقا  و یا آقایون تنها بودند ایست نمیدادند به همین خاطر صحنه مضحکی به وجود آمد بوده یه سری دختر هراسان وسط اتوبان.

شب بدی بود خواهرم تا مدتها بعد از اینکه رسیده بود خانه هم آروم نمی شد. خیلی ناراحت بود و به قول خودش بد جوری تحقیر شده بود.

حالا چه مقدار جریمه بشود و چند وقت ماشینش در توقیف نگهداشته شود خدا میداند.

خواهر من یک دختر 29 ساله است که یک ماه دیگر نیز جشن عروسیش خیلی هم به ماشینش احتیاج داره...

اما همه ی این مسائل ارزش بر قراری امنیت اجتماعی را دارد.

/ 16 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسن فرهنگي

گذر از توحش و رسيدن به تمدن سالهاي سال صبوري و پشتكار مي آيد. اميدوارم اين مرحله را بتوانيم زود از سر بگذرانيم و حقوق انساني مان را درك كنيم. موفق

مريمي

می دونی دختر جون از خوندن این متنت حالم از اینکه مث گوسفند فقط زنده ایم و هر جوری که هلمون بدن می ریم به هم خورد [سبز]

From Dogday

ممنون از حضورت آزیتا جان...شاد باشی و موفق دورغ چرا ...بابت مطالبی که نوشتی متاسفم...

ویولون

سلام ممنون از حضورت ببینم واقعا این اتفاق واسه ی خواهرتون افتاد ؟؟؟ پس با افتخار و بدون ترس با هم فریاد میزنیم : خاک بر سر خا...ای و اح...ژاد احمق خاک بر سر رئیس پ... و خاک بر سر ... به خواهرتون بفرمایید خودشو بخاطر این حرومزاده ها ناراحت نکنه ، اینجا ایران اسلامیه و همینه که هست ! شاد زی [گل][گل][گل]

علی مرادی

سلام... با اجرای طرح" موج سبز "بیائید دین خودمان را به طبیعت ادا کنیم. پس وعده‌ی ما در سبزترین روزهای سال ، 16 تا 22خرداد ماه 87 ؛ روزهایی که وبلاگستان را به کمک هم از همیشه سبزتر خواهیم کرد. نیازی نیست که مطلب شما تخصصی باشد ، هدف این است که هر کس بر اساس دیدگاه خود و مخاطبان وبلاگش مطلبی مرتبط با محیط زیست بنویسد. همه با هم 16 تا 22 خرداد مطلبی مرتبط با محیط زیست خواهیم نوشت. http://jamshidi6.blogfa.com/post-321.aspx

محمود

چی بگم آخه چی بگم؟ این هم یه جور زندگیه دیگه شاید به قول شاعر: زندگی شاید همین باشد

mina kiani

عجب! باور نکردنیه [ناراحت]